ابو القاسم پاينده
109
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
كه از طريق شيعه به دست است « أصول كافى » است كه شيخ طريقت اماميه محمّد بن يعقوب كلينى ( م 328 ) شانزده هزار وبيشتر حديث مسند در آن فرآهم آورده است . پس از أو أبى جعفر ابن بابويه ملقب به صدوق ( م 381 ) مجموعهء ( من لا يحضره الفقيه ) را از نه هزار وبيشتر حديث فرآهم كرد . آنگاه أبو جعفر محمّد معروف به شيخ طوسي ملقب به شيخ طايفه ( م 459 ) كتاب تهذيب را از سيزده هزار وپانصد وبيشتر حديث واستبصار را از پنج هزار وپانصد حديث ترتيب داد ، كه اين چهار كتاب بنام « أصول چهارگانه » معروف است وبناى فقه وآداب شيعه را بر آن نهادهاند . پس از آن كتابهاى ديگر با استقصاى بيشتر چون بحار ووافى ووسايل ومستدرك فرآهم آمد كه چون در شرايط روايت دقت كمتر كردهاند بسيارى روايات كه در أصول نيست در آن هست واز آن جمله بحار الأنوار از آن جهت كه پارهاى أحاديث قطعا ضعيف محتملا مجعول در آن هست ، به دوران ما به معرض خردهگيرى نقّادان آمده ودر بارهء آن افراطى كردهاند . مؤلف بحار ، محمّد باقر مجلسي چنان كه از مقدمهء آن پيداست كتاب بسيار مفصل خويش را از اندماج يك صد كتاب متداول شيعه فرآهم آورده كه بسيارى از آن از دستبرد دهر قساوتگر مصون نمانده واگر در بحار نبود اثرى از آن نمىبود . در حقيقت بحار الأنوار در طىّ قرون ، مضبوطهاى براي حفظ ذخائر شيعه بوده واز اين لحاظ حق ومقامي مسلم دارد . اما دريغ كه مشاغل عادى ومحتملا آن گرفتاريهاى عظيم كه هميشهء عالم مراقب سياست ، با آن دست وگريبان است وعلم وگاهى عالم را در مذبح سياست ، قربان مىكند ، مؤلف را نگذاشته تا اجزاى مؤلف بحار را كه گوئى تنظيم آن بعهدهء ديگران بوده نيك نظر كند وخرمهره از گوهر